برادر عزیز ودعوتگرِ فعال و کوشا ، جناب آقای اسکند پور بابا ، روز سه شنبه 4/12/88 چشم از این جهان فروبست تا قدم در سرای دیگری نهد که عاری از رنجها و مرارت ها و تنگناهایی است که در مسیر زندگی با آن مواجه بوده است . آن مرحوم که در عمر کوتاه خویش تمامی توش وتوان خود را سخاوتمندانه مبذول خدمت به دین و فرهنگ اسلامی نمود ، آشنایِ فرهنگ دوستان و دین پویانِ دردمند بود . قاطبه ی جوانانِ خداجویِ منطقه با شور و گرما و نشاط ایشان آشنایی دارند .
در زاویه ی نگاه فقیهانه ، خداوند در هیئت حاکمی آمر و ناهی جلوه گر می شود ؛ حال آنکه در منظر پر لطافت عارفان، خداوند نه تنها در چهره ی محبوبِ دلنشین ، بلکه در سیمای عاشق (۱)ومحبّ و طالبِ آدمیان ، رخ می نماید. خدایی که در جست و جوی انسان هاست ومهربانانه آغوش مادرانه ی خویش را به سمت بندگانش گشوده است . خدایی که شباهنگام که آدمیان در خواب ژرف آرمیده اند ، به انتظار نیایش ونجوای آنان نشسته ، و ایشان را می طلبد. خدایی که چنانچه آدمی به آهستگی به سوی او گام بردارد او شورمندانه ، دوان دوان به سراغ او می آید . رابطه ی انسان و خدا ازدریچه ی نگاه عارفان ، رابطه ای مبتنی بر کِشش و جاذبه است و این کشش و جذبه ، ابتدائاً از سوی خداوند پدید می آید و این کشش اوست که در آدمی ، طلب ورغبت ایجاد می کند : " این طلب در ما هم از ایجاد توست_مولوی " .
دکتر محمود ويسي استاد دانشکده الهيات دانشگاه تهران و دانشگاه مذاهب اسلامي وابسته به مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي، فارغ التحصيل مقطع دکتري در رشتهفقه مقارن از دانشگاه"ام درمان"سودان و مؤلف کتابهايي در زمينه تفسير، عقايد واخلاق، در مصاحبه با خبرنگار تقريب به تشريح جزئيات مذهب امام شافعي و مؤسس آن ميپردازد و افراط و تفريط در برداشت و تطبيق را تا حدودي طبيعي و انساني قلمداد ميکند اما در عين حال معتقد است که مي تواند بستري مناسب براي کساني باشد که قصدپاشيدن بذر نفاق و تفرقه را دارند. متن اين مصاحبه در ذيل مي آيد:
امام عبدالقادر گیلانی به حق یکی از آن عالمان عامل و مصلحان مخلص بوده که همچون ستاره ای بر آسمان دعوت واصلاح و تربیت می درخشد و درخشش آن هیچگاه فروکش نمی نماید.رویارویی با کجروی ها:استاد ابوالحسن ندوی رییس العلمای شبه قاره هند در کتاب "آشنایی با شخصیت و اندیشه های امام عبدالقادر" می گوید:"در قرن پنجم هجری تصوف و طریقت داشت درراهی گام می نهاد که ممکن بود به بیراهه کشیده شود و به جداییش از شریعت منتهی گردد. و به سبب باور های بی بنیانی همچون اعتقاد به " وحدت وجود" و " ساقط شدن مسئولیت ازدوش واصل شده به سرمنزل حقیقت" به صورت مسلک و مکتبی در آید و جز در ظاهر هیچگونه ارتباطی باشریعت نداشته باشد. ...
سوگند به هستی خداونی که جانم درحضور اومی ایستد ، هرتعلیمی که انسان را از غایت خود که خداست برمی گرداند ، هرآینه بدترین تعلیم است . ازاین رو بر تو واجب است درتعلیم ملاحظه ی سه امر : محبت برخدای و شفقت برنزدیکان خود ودشمن داشتن تو نفس خود را که خدای را به قهر غضب می آورد همه روزه . پس هرتعلیمی که با این سه امر ضدباشد اجتناب کن ؛ زیرا بس شریر است . (انجیل برنابا ، فصل 124) بساحاضرنداینجاکسانی که حذرمی کننداینکه برسدخاشه به چشم غیرایشان وحال آنکه تنه ی درخت نزدیک است سرهای ایشان رابشکند. چه بسیارند آنانکه ازمورچه می ترسند؛ لیکن ایشان باک ندارند ازفیل. (انجیل برنابا، فصل 46) زیرامن نیامده ام که خدمت کرده شوم؛ بلکه آمده ام تاخدمت کنم(انجیل برنابا، فصل 50) «كاتبان و فريسيان بر كرسى موسوى نشسته اند. پس آنچه به شما گويند نگاه داريد و به جا آوريد، ليكن مثل اعمال ايشان نكنيد، زيرا مى گويند و نمى كنند; زيرا بارهاى گران و دشوار را مى بندند و بر دوش مردم مى نهند و خود نمى خواهند كه آنها را به يك انگشت حركت دهند. و همه كارهاى خود را مى كنند تا مردم ايشان را ببينند. حمايل هاى خود را عريض و دامن هاى قباى خود را پهن مى سازند، و بالا نشستن در ضيافت ها و كرسى هاى صدر در كنايس را دوست مى دارند، و تعظيم در كوچه ها را و اين كه مردم ايشان را آقا آقا بخوانند.... و [حال آن كه] هر كه از شما بزرگ تر باشد خادم شما بُوَد. و هر كه خود را بلند كند پست گردد و هركه خود را فروتن سازد سرافراز گردد.» (انجيل متى، باب بيست و سوم، آيات 12ـ2)
زینب (رضی الله عنها) (مسن ترین دختر رسول خدا (ص) ) چون مادرش خدیجه و خواهران خویش رقیه ، ام کلثوم و فاطمه(رضی الله عنها)جزو اولین زنانی بود که به دین مبین اسلام مشرف گردید.قبل از اینکه رسول خدا (ص) مبعوث گردد زینب با پسر خاله خود ابوالعاص بن ربیع ازدواج کرده بود . با بعثت رسول خدا زینب اسلام آوردولی همسرش ابوالعاص همچنان بر شرک خویش باقی ماند . او با اینکه مشرک بود همسر خوبی برای زینب بود و هیچگاهاز زینب نخواست که از اسلام دست بردارد . رسول خدا (ص)نیز از او به عنوان یک داماد راضی بود، اما چون اسلام را نپذیرفته بود ایده آل پیغمبر نبود. علاوه بر این اسلام ازدواج مسلمان با مشرک را ممنوع کرد و طبق این حکم زینب از ابوالعاص جدا می شد . در جنگ بدر که مسلمانان بر مشرکین ظفر یافتند ، ابوالعاص در سپاه مشرکین و در زمره ی شرکت کنند گان جنگ بود که توسطمسلمانان به اسارت گرفته شد.
1.آیا فکر کرده اید اتلاف2 ساعت در روز اتلاف یکماه در سال است؟ 2. آیا فکر کرده اید بیش از یک سوم عمر را در خوابیم؟ پسنباید دو سوم عمر را در خواب غفلت بگذاریم. 3. آیا فکر کرده اید کارهای ما ازوقت ما بیشتر اند؟ 4. آیا فکر کرده اید اگر ما هر روزبعد ازنمازهایمان اورادمستحب رابخوانیم در طی یک سال 182500 ذکر کرده ایم ودر طی بیست سال 3650000ذکر؟ 5. آیا فکر کرده اید با روزی 10 دقیقه می توانیم از گناهایمان بیشتر ذکرانجام دهیم؟ 6. آیا فکر کرده اید که در تلاوت یک صفحه قرآن 5490 حسنه و در قرائتیک جزء 115290 حسنه و در یک ختم قرآن 3458700 حسنه برای شما نهفته است؟! 7. آیافکر کرده اید اگر در طی 30 سال 30 بار قرآن را ختم کنید یعنی(سالی یکبار(103761000 حسنه در نامه اعمالتان ثبتخواهد شد؟ 8. آیا فکر کرده اید با استفاده صحیح از وقتتان می توانیم به اعلیعلیین(با لا ترین مرتبه بهشت) نائل گردیم وبا بی مدیریتی وقت می توانیم خود را بهاسفل سافلین(پایین ترین مرتبه جهنم) بیاندازیم؟ 9. آیا فکر کرده اید ما با حفظنیم صفحه از قرآن کریم در روز می توانیم ظرف 3 سال حافظ کل قرآن شویم؟ 10. آیافکر کرده اید اگر ما روزی یک حدیث از سخنان گهربار پیامبر صلی الله علیه و آله وسلمرا حفظ کنیم در ظرف کمتر از 10 سال تمام صحیح بخاری و مسلم را حفظ میکنیم؟ 11. آیا فکر کرده اید تمام این برنامه ها کمتر از 2 ساعت در روز طول نمیکشد؟
از علل وعوامل نابردباری وتندخویی ما، اشتیاق فراوان به اطلاع از عیوب ونقاط ضعف دیگران وغفلت از خویشتن و معایب درونی است . کسی که در پوستین خلق می افتد وبا شامه ای قوی ، ضعف وقصور دیگران را رصد می کند ، طبیعتاً نسبت به دیگران درشت طبع و ترشروی خواهد بود. سعدی می گوید :« یاددارم که درطفلی متعبد بودمی وشب خیز ، ومولع زهد وپرهیز . شبی خدمت پدر ، علیه الرحمة ، نشسته بودم وهمه شب دیده برهم نبسته ، ومصحف عزیز در کنار گرفته ، وطایفه ای گرد ما خفته ، پدر را گفتم یکی ازاینان سر برنمی دارد که دوگانه ای بگزارد. چنان خواب غفلت بُرده اند که گویی نخفته اند که مُرده اند . گفت :جان پدر ، تو نیزاگر بخفتی به که درپوستین مردم افتی .» (گلستان ، باب دوم ).معمولاً کسانی که ذره بین نقد را بر وجود دیگران نهاده اند وبیش از آنکه به خود بیندیشند ، دیگران را مورد مداقه قرار می دهند در تنظیم روابط سالم با دیگران عاجزند...
انسان موجود خاکی است که نه به دست خویش، بلکه به دست آفریدگار خویش به این دنیای خاکی قدم گذاشته و زندگی میکند و در آفرینش خود هیچ اختیاری نداشته و ندارد و نمی دانست در کجا و در چه ملتی و در میان چه خانواده ای بدنیا خواهد آمد و از طرفی مرد یا زن بودن او نیز به همین شکل بدون اختیار خویش بوده و این را باید پذیرفت که ما انسان ها تابع دستورات خداوند هستیم چون اوست که برای ما زندگی را مقدرکرد و به ما فرصت داد تا در این فرصت کوتاه هرگونه که خودمان بخواهیم خوب یا بد زندگی کنیم. و مرد و زن را متفاوت از هم آفرید، بطوریکه هیچ کدام از آن دو کامل نیستند و نیازمند همدیگرند و نمی توان گفت مرد برتر است یا زن. و هرکدام در جای خود اهمیت و برتری خاصی دارد. خداوند متعال برای هرکدام ویژگی های خاصی در نظر گرفته و این ما هستیم که آن را نادیده می گیریم و سعی می کنیم همواره یکی را بردیگری برتری داده و ترجیح دهیم. ...
صفیه دختر عبدالمطلب بن هاشم از سلاله ی بنی هاشم بود و علاوه بر این که قریشی بود از لحاظ حسب و نسب از موقعیت بسیار والایی برخوردار بود. او عمه ی رسول خدا (ص) بود مادرش هاله نیز خواهر آمنه ، مادر رسول خدا (ص) بود. حمزه (سیدالشّهدا) آن شیر میدان] که به اسد واسد رسول ا.. ملقب شده بود[ برادر صفیه (رضی الله عنها) و زبیر بن عوام، حواری رسول خدا و یکی از عشره ی مبشره فرزند این بزرگوار بود. همسر او عوام بن خویلد نیز برادر «ام المومنین » خدیجه (رضی الله عنها) بود. حال با این نسب و حسب عالی، از لحاظ پایگاه اجتماعی، این بانوی مسلمان واقعا چه چیزی را فاقد بوده است؟صفیه (رضی الله عنها) خیلی زود مشرف به اسلام گردید و به همراه مهاجرین به مدینه هجرت کرد. او از رسول خدا احادیث زیادی را حفظ کرد که در کتب حدیث شاهد روایات منقول او از آن حضرت هستیم . ...